یادداشت ها (روزانه)
صداقت نویسنده: no one - جمعه ۳٠ شهریور ۱۳۸٦

 

دیگر هیچ کس آنقدر صادق نیست که بتوانی حرف هایش را باور کنی... باورت می شود؟!

 

  نظرات ()
يک نظريه نویسنده: no one - سه‌شنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٦

 

شعور سیاسی یعنی اینکه هر کسی حقوق خودش را در جامعه بشناسد و همچنین نقش و جایگاهش را در تعیین سرنوشت خودش و جامعه اش بداند و در آن جایگاه تحرک و پویایی داشته باشد. تا بوسیله آگاهی، از چنگال استثمار، استحمار (!) و استعمار نجات یابد!

پ.ن: تحلیل های سیاسی پیچیده و رایج بین مردم در همه سطوح که نهایتاْ به پذیرش شرایط موجود به دلیل وجود دست های قدرتمند پشت پرده می انجامد نشانه شعور سیاسی بالا نیست!

 

  نظرات ()
و اما عشق! نویسنده: no one - دوشنبه ٢٦ شهریور ۱۳۸٦

 

تلخ ترین مصیبتی که می توانست بر سر من بیاید آمد! و بعد از یک ماه بدون خداحافظی رفت... من مانده ام و خاطرات تهی... لذت های پوچ... هیجانات توخالی... و توهمی به نام عشق!

 

  نظرات ()
دعای این روزها... نویسنده: no one - شنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸٦

 

خدایا، در این ماه مبارک به ما ایرانی های مسلمان، ایمان آگاهانه و آگاهی مومنانه عطا فرما!

 

  نظرات ()
اتفاقات مهم؟! نویسنده: no one - پنجشنبه ٢٢ شهریور ۱۳۸٦

 

   جوک های اس ام اسی در ایران واقعاً کاربرد خارق العاده ای در کاهش استرس و دلواپسی نسبت به مسائل مهم و اتفاقات بزرگ پیرامون شهروندان دارد! انرژی هسته ای، سهمیه بندی بنزین، گشت ارشاد و از این قبیل مسائل را که خیلی خوب پوشش داده. فکر کنم اگر در تهران زلزله بزرگی هم بیاید مسئولین محترم لازم نیست نگران چیزی باشند. مردم منتظر جوک ها می مانند!

پ.ن: به سهم خودم از طرف دولت مکرم از سازندگان و عوامل توزیع و پخش سریع السیر آنها بین مردم تشکر و قدردانی می کنم.

 

  نظرات ()
کودکانه نویسنده: no one - سه‌شنبه ٢٠ شهریور ۱۳۸٦

 

   عده ای از روانشناسان مشهور و بزرگ دنیا بعد از چند سال مطالعه و کار جدی روی زندگی، شخصیت، رفتار و گفتار من، به این اتفاق نظر رسیده اند که نسبت به خودم دچار نوعی خیال پردازی و توهم ناشناخته شده ام!

 

  نظرات ()
وجه شبه! نویسنده: no one - سه‌شنبه ٢٠ شهریور ۱۳۸٦

 

سکوت همچون زمزمه ای سرد و مبهم در گوشم می پیچد... چقدر صدای سکوت به تنهایی شبیه است!

 

  نظرات ()
خلاقیت! نویسنده: no one - چهارشنبه ۱٤ شهریور ۱۳۸٦

 

آیا انسان یک آفریدگار خلق شده است؟!

این سوال از مدت ها پیش ذهنم رو به خودش مشغول کرده. دوس دارم بدونم آیا طرح میز و صندلی و شهر و کشور و راه و معماری خونه ها و ماشین و کامپیوتر و اینترنت و ... تو ذهن خدا بوده یا اینکه برای انسان ذهن خلاقی طراحی کرده که بتونه این ها رو بسازه؟! آیا انسان می تونست مسیر دیگه ای رو غیر از اینی که تا حالا رفته و داره میره (که بعضی ها معتقدن به تخریب خودش و دنیاش منتهی میشه) بره یا نه؟!

جواب این سوال خیلی به جهان بینی من کمک میکنه! کسی ایده ای داره؟

 

  نظرات ()
مطالب اخیر آنجا که ابدیت به لحظه های وامانده از نیستی گره می خورد مورچه ای به نامه ظریف خانوم! این چیزا رو نمیشه دُرُس توضیح داد تصویرسازی برای روح آسمان من Wall-E سوم شخص مفرد با بچه اضافی چشم انداز مدیریت شهری زندگی، جنبنده ای ترسان و مضطرب است! برای غریبه ها