یادداشت ها (روزانه)
نگرش مثبت؟! نویسنده: no one - سه‌شنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٦

 

 همه چیزم را می بازم.

وقتی که می خواهم دوباره شروع کنم،

یادم می افتد که یک بار دیگر هم همین اتفاق افتاد!

 

  نظرات ()
يک روز خوب نویسنده: no one - یکشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸٦

 

امروز فال حافظ فروختم!

با پاکت های رنگی.

وسط حیاط دانشگاه!

فالی پانصد تومان.

و سالاد الویه: ۱۰۰۰ تومان.

پ.ن: مرسی کانون خیریه آفتاب دانشکده فنی!

 

  نظرات ()
تلنگر نویسنده: no one - دوشنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٦

 

ذائقه هایمان بیمار شده است؛

طعم تلخ بدبختی را با اشتها می چشیم!

 

 

 

  نظرات ()
برکت از خدا نویسنده: no one - جمعه ۱۸ آبان ۱۳۸٦

 

در برابر همه گناهان استوار بودی.

و حال که یک انسان ارزشی شده ای...

 

ماهیانه چقدر پاداش الهی و امکانات رفاهی می گیری؟!

 

  نظرات ()
واقعيت وهم انگيز نویسنده: no one - شنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٦

خواب می دیدم برای کودکی که نمرده بود عزا گرفته اند!

  کودک گم شده بود. میان ادراک کوچک و ناچیز آدم هایی که بیشتر شبیه وزغ هایی با چشمان دریده بودند تا خلیفه خدا بر زمین! خواب هولناکی بود. نمی دانم به چه جرمی آن کودک را که نمرده بود به گورستان مجهول خاطره ها انداختند.

من به دنبال قبرستانی می گردم که در آن نامم را روی سنگی حک کرده اند.

پ.ن: بمیرید پیش از آنکه بمیرید.

 

  نظرات ()
سال های تنهايي نویسنده: no one - پنجشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٦

 

وقتی در اوج بودم... رفتی و تنها شدم.

وقتی در اوج بودی... رفتم و تنها شدی.

وقتی همه آوارهای زندگی بر سرم داشت خراب می شد... رفتی و تنها شدم.

وقتی همه آوارهای زندگی بر سرت داشت خراب می شد... رفتم و تنها شدی.

من تنهایم و تو. تنهای تنها... تنهای تنهای تنها...

 

  نظرات ()
هيچ در هيچ نویسنده: no one - یکشنبه ٦ آبان ۱۳۸٦

 

تو برای چه زندگی می کنی؟!

- پیدا کردن نیمه گم شده ات...

- یا ادامه تحصیل؟!

 

  نظرات ()
تمام زندگی من نویسنده: no one - شنبه ٥ آبان ۱۳۸٦

 

برای به دست آوردن همه چیز،

خیلی چیزها را از دست می دهیم!

 

  نظرات ()
مطالب اخیر آنجا که ابدیت به لحظه های وامانده از نیستی گره می خورد مورچه ای به نامه ظریف خانوم! این چیزا رو نمیشه دُرُس توضیح داد تصویرسازی برای روح آسمان من Wall-E سوم شخص مفرد با بچه اضافی چشم انداز مدیریت شهری زندگی، جنبنده ای ترسان و مضطرب است! برای غریبه ها