یادداشت ها (روزانه)
وداع با شکیبایی بزرگ نویسنده: no one - جمعه ٢۸ تیر ۱۳۸٧

 

خسرو شکیبایی عزیز

دلم برایت تنگ می شود...

برای همه هنرنمایی هایت... برای بزرگ بودنت در ذهنم، و نقشی که در چشمانم خاطره اش مانده است!

کاش بیشتر با ما می ماندی... کاش بیشتر می دیدمت!

 

 

  نظرات ()
رنگ ها! نویسنده: no one - یکشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٧

 

 

به زیباییت که می اندیشم سرخ می شوم.

به افکارت اما... زرد، صورتی، بنفش، خاکستری...

دود می شوم. به هوا می روم!

 

 

  نظرات ()
خانه دوست کجاست؟! (3) نویسنده: no one - جمعه ٧ تیر ۱۳۸٧

 

تقدیم به دوست عزیزم، محمد صفار (مدیر فنی پروچیستا)

اینجا بخوانید!

 

 

  نظرات ()
یک تجربه نازنین نویسنده: no one - دوشنبه ۳ تیر ۱۳۸٧

 

 

آدم ها نباید مغرور شوند...

این را مادر می گوید، و من دارم از موفقیت دفاع می کنم و از حرف زدن راجع به آن!

امروز اما... آدم ها نباید مغرور شوند! و این را من می گویم.

 

 

 

  نظرات ()
مطالب اخیر آنجا که ابدیت به لحظه های وامانده از نیستی گره می خورد مورچه ای به نامه ظریف خانوم! این چیزا رو نمیشه دُرُس توضیح داد تصویرسازی برای روح آسمان من Wall-E سوم شخص مفرد با بچه اضافی چشم انداز مدیریت شهری زندگی، جنبنده ای ترسان و مضطرب است! برای غریبه ها