یادداشت ها (روزانه)
انتهاي بي پايان نویسنده: no one - شنبه ٢ فروردین ۱۳۸٢
كاش پاهايم توان راه رفتن روي سقف زمان را داشت
كاش چشمهايم پرواز مي كردند و فردا را مي ديدم
كاش در جادّه ي پر پيچ و خم خيال از گذشته و حال پيشي مي گرفتم
كاش رؤياهايم را در آيينه ي دلي پاك چون واقعيت مي ديدم
كاش فريادم به گوش آسمان مي رسيد تا خورشيد را از حركت باز دارد
كاش دستانم مي توانست باغ گلي را به معشوق هديه بدهد
كاش زبانم به من تعلق نمي داشت تا هر چه مي گفت از او باشد
كاش قلبم آن قدر وسعت داشت كه خدا را در خود جاي دهد
  نظرات ()
مطالب اخیر عبور از دوره ای سخت آخرین روز 90 آنجا که ابدیت به لحظه های وامانده از نیستی گره می خورد مورچه ای به نامه ظریف خانوم! این چیزا رو نمیشه دُرُس توضیح داد تصویرسازی برای روح آسمان من Wall-E سوم شخص مفرد با بچه اضافی چشم انداز مدیریت شهری