یادداشت ها (روزانه)
تنها! نویسنده: no one - سه‌شنبه ٢٤ تیر ۱۳۸٢
برگ های سبز و تازه ی درختان با آواز موزون نسيم خنک صبح به رقصی آرام و با شکوه در آمده بودند. رقصی به مانند حوريان زيبای بهشت. سکوت دلنشينی آهنگ وزش باد را معنی دار کرده بود و همه چيز در اين فضای پر مهر، آرام و خوشبخت بودند. پرندگان با بالهای سفيد و گاه با رنگ های چشم نواز با شور شوق و مملو از دوست داشتن به دور يکديگر و در پهنای آبی آسمان می چرخيدند و سرود عاشقانه ای سر داده بودند.جويبارها و رودخانه ها به يکديگر می پيوستند و راه دريا را در حاليکه چشمهايشان از خوشحالی می درخشيد همچون کودکان ساده و معصومي می پيمودند و دويدن را برای وصال به بی حصر بودن انتخاب کرده بودند. و دريا نيز با همان غرور و تواضع هميشگی خويش، با همان جوشش و آرامش خويش، آرام و متلاطم، مواج و ساکت، بر قامت بلند و کوتاه خويش ايستاده بود و به دشت نگاه می کرد و سخاوتش را با خورشيد تقسيم می نمود. در ميان همه ی درختان شاد و آرام و زيبا، درختی بود که هيچ گاه هم صدای ديگران نمی شد. برگ هايش ميلی به رقصيدن با آواز باد نداشتند. هميشه تنها و هميشه غمگين بود. مضطرب و نگران و آنقدر سنگين شده بود که گاه شاخه هايش تاب نمی آوردند و می شکستند، همه ی درختان و گلها و آب ها و پرندگان از او فاصله می گرفتند، به او بی اعتنا شده بودند، می ترسيدند که آن همه شور و نشاط و خوشی تمام شود. می ترسيدند که لحظه ای حس غم را در خويش بيابند و می ترسيدند هم درد و هم سخن آن درخت تنها شوند. و آن درخت باز هم ايستاده بود، روی پای خويش و ايستاده بود... و بايد می ايستاد. اما او نمی توانست احساس لذت کند. همرنگ شدن برايش سخت بود و هم صدا و هم آواز شدن نيز. اصلاْ شعرهای درختان ديگر را دوست نداشت، زيبايی پرندگان را نيز. سخاوت آب را نمی فهميد، آرامش آسمان آزارش می داد. همه چيز نگرانش می کرد. او فهميده بود... او مسير را می ديد، حقيقت را می شنيد، ريشه هايش سنگينی خاک را احساس می کردند و طعم تلخ زيستن را داشت تحمل می کرد. دوست داشت چشمانش را رو به هم چيز ببندد، رو به آن درختان مست، رو به پرندگان نادان و خوشحال، رو به آب که خطر را نمی فهميد و تنها تنها خاک را دوست داشت... و تنها و تنها خاک را.
  نظرات ()
مطالب اخیر عبور از دوره ای سخت آخرین روز 90 آنجا که ابدیت به لحظه های وامانده از نیستی گره می خورد مورچه ای به نامه ظریف خانوم! این چیزا رو نمیشه دُرُس توضیح داد تصویرسازی برای روح آسمان من Wall-E سوم شخص مفرد با بچه اضافی چشم انداز مدیریت شهری