
مغز آدم وقتی پوک می شود ممکن است چرت و پرت زیاد بگوید و بعد که هی به آن فکر می کند اعصابش به هم می ریزد! از طرفی اگر در شرایط خوبی نباشد همان فکرها باعث می شود باز چرت و پرت بگوید... و باز بگوید و همه را از خودش برنجاند. شاکی شدن بقیه هم به این موضوع دامن می زند و باز چرت و پرت ها ادامه پیدا می کند. یک روز که به خودش می آید می بیند زندگیش پر شده است از همین چیزها... و مدام فکر می کند و چرت و پرت می سازد، مدام فکر می کند.1
قرار نیست دنبال مقصر بگردیم، همه مان مغزمان بارها پوک شده است و بارها از این حرف ها زده ایم. همه ما دیگران را ناخواسته تشویق کرده ایم که مغزشان پوک شود، به خصوص وقتی که قهقهه می زنیم به چرندیات یک نفر، یا برعکس، وقتی وسط جمع او را تا حد ممکن ضایع می کنیم تا برای همیشه به فکر فرو برود که ای کاش هیچ وقت دهانش را باز نکرده بود...1
هنوز هم که هنوز است برای بعضی از این حرف ها از خودمان، و همه آدم های روی زمین خجالت می کشیم، و اگر به قدر کافی پررو نباشیم، هر بار که یادمان می آید تا بنا گوشمان سرخ می شود، سرمان را پایین می اندازیم و توی خودمان فرو می رویم. و نمی دانم که این عذاب های کوچکی که در زندگی می کشیم کجای زندگی خودش را نشان می دهد. شاید مثلاً اگر در مجموع، همیشه احساس می کنیم که هیچی نیستیم و هیچی نمی شویم اثر همین فکرهای همیشگی باشد که با ما ادامه پیدا می کند. شاید یک روز باید ریشه همه اش را بزنیم... یک جوری باید بنزین بریزیم پای همه این فکرهای زاید و کبریت بزنیم. البته چه جوریش را نمی دانم. کار من نیست کلاً. فقط می دانم یکی از راه های فرار از این لوپی که گیرش می افتیم همین است که کلاً در ذهنمان نابودشان کنیم. یا با خودمان کنار بیاییم و بگویمم خب که چی؟ رئیس جمهور آمریکا هم سوتی می دهد، رئیس سازمان ملل هم و حتی مجری های خفن تلویزیون هم گاهی چت می زنند! حالا که چی؟ یک حرفی زده ام که خیلی بد بوده، یا حتی کاری کرده ام که خیلی آبروریزی شده! دلم خواسته، به من چه که به تو چه؟! و چند تا ضرب المثل دیگر حتی...!!1
همین!1

