یک ماشین که اولین ثانیه های چراغ قرمز را نادیده گرفته است، به پدر آقای چیز که در حال عبور از روی خط عابر پیاده است می زند و او که دیگر به اندازه کافی پیر شده است می میرد. و آقای چیز واقعاً به خاطر این اتفاق ناراحت است. از طرفی فکر می کند که لابد به این می گویند: جبر جغرافیایی!
آقای چیز تصمیم می گیرد برای هابیل و قابیل این موضوع را طوری توضیح بدهد که آنها دید بدی نسبت به مردن پیدا نکنند. برای همین هم بعد از ظهر همان روز همه کارهای مربوط به پدرش را بی خیال می شود و بچه ها را می برد پارک! اول سعی می کند با آنها بازی کند و بعد می بیند که اصلاً روحیه اش برای بازی کردن با بچه ها خوب نیست. به هابیل می گوید: ببین هابیل، پسرم... تو بزرگ شدی و باید از این به بعد بیشتر مواظب دادش کوچیکت باشی. هابیل نق می زند که: اون فقط چند دقیقه از من کوچکتره، چرا همش به من تلقین می کنید که بزرگترم؟! و آقای چیز ادامه می دهد: به هر حال این چند دقیقه کار خودش رو کرده و حالا تو بزرگتری. بابابزرگ بیچاره هم که امروز مرد!
هابیل چشمهایش گرد می شود و می گوید: مرد؟!! یعنی چی؟ چرا؟ و می زند زیر گریه... من بابابزرگمو میخوااام!
آقای چیز کمی فکر می کند و یک دفعه به خودش می آید! اصلاً قرار نبود اینجوری قضیه را شروع کند. هابیل توی این فاصله خودش را به سرسره می رساند و برای قابیل می گوید که بابابزرگ مرده! و دو نفری با صدای بلند گریه می کنند. آقای چیز کمی قدم می زند و یک آدم غریبه به سمت هابیل و قابیل می رود که ببیند چه شده. آقای چیز مثل برق گرفته ها تا متوجه موضوع می شود می دود سمت آنها و عذرخواهی می کند و توضیح می دهد که بابابزرگشان مرده و اینها بچه اند و نمی فهمند که مردن یعنی چه و اینها... مرد غریبه با تعجب تسلیت می گوید و می رود.
آقای چیز تصمیم می گیرد با بچه ها به خانه برگردد تا خانم چیز اوضاع را مرتب کند. توی راه برایشان توضیح می دهد که وقتی یک آدم می میرد، در واقع به خاطر این است که اگر هیچ آدمی نمی مرد دنیا دیگر برای انسان ها جا نداشت و آدم ها زیر خاک کم کم پودر می شوند و در خاک به غذای گیاهان تبدیل می شوند و بعد گیاهان از آنها تغذیه می کنند و کلاً مردن چیز بدی نیست. هابیل و قابیل با ترس و لرز به حرف های پدرشان گوش می دهند. آنها هیچ سوالی از پدرشان نمی پرسند. فقط قابیل یک بار به پدرش می گوید: بابا مرده ها ما رو اذیت می کنند؟
آقای چیز می گوید: اگر بچه خوبی نباشی آره !

