١
بعضی از نام ها واقعیاتی را در ذهن آدم تداعی می کنند که هیچ گریزی از به خاطر سپردن آن ها نیست!
"نان، عشق، موتور هزار" آن روزهایی که فیلمش اکران می شد (البته ما توی سی دی بعداً ها دیدیم!) در ذهن من نماد بی کم و کاستی از وضعیتی بود که سعی می کرد همه واژه ها و مفاهیم ظاهراً بی ربط را به هم ربط دهد و بگوید که چطور همه چیز در هم تنیده است، و اتفاقاً برای من یکی که موثر بود. یادم هست که بحث درگیری های دو جناح سیاسی و دوم خرداد و خاتمی هم توی آن فیلم گنجانده شده بود...
این روزها کلاس بسیار دلچسب و خسته کننده ای به نام "آمایش سرزمین" (یا همان Land Use Planning ) کلی از فضای ذهنی من را تحت تاثیر خودش قرار داده. داستان هایی که استاد محترم، در این کلاس از یکپارچه سازی توسعه و بیرون آمدن از چنگال برنامه ریزی های بخشی، و تجربه های فوق العاده کشورهای توسعه یافته (که کفر آدم را در می آورند!) برای ما دانشجوهایی که جز فکر کردن به اشتباهات رایج برنامه ریزی و مدیریت کشور، کار دیگری ازمان بر نمی آید تعریف می کند، به یکی از شکنجه های هفتگیم بدل شده است!
در عین حال بحث های بوفه ای راجع به مسائل اخیر، آمدن یا نیامدن خاتمی (!)، یا آمدن قطعی کروبی (که اگر هر کسی بیاید یا نیاید فرقی نمی کند) یا تصور تراژیک یک حادثه تلخ دیگر از هر نوعی، در هر ساعت از روز با هر گروهی از بچه های فنی، نشان می دهد که فضا کاملاً به آنچه در آن فیلم دیده بودم شبیه است.
داستان هایی از راه اندازی سه هزار کیلومتر خط آهن در چین در طول سه سال برای رسیدن به بازی های المپیک و پیشرفت فوق العاده خط متروی تهران که اخیراً به پانزده کیلومتر در سال رسیده، یا سرمایه گذاری های بزرگ آلمان برای تحقیقات زلزله و تبدیل شدن به یکی از قطب های علمی جهان در این خصوص، در صورتی که حتی یک گسل هم در زیر خاک این کشور وجود ندارد، و احتمال وقوع زلزله در آن اگر صفر نباشد بسیار نزدیک به صفر است، مرا به عنوان یکی از دانشجویان این کلاس (به طور نمونه امروز) وسط سخنرانی استاد راجع به کنفرانس های بین المللی که شرکت فرموده اند، به این فکر می اندازد که چقدر به زندگی روستایی و دور از شلوغی شهرهای بزرگ علاقه مندم!
از طرفی دوستانی که دیروز به تالار چمران رفته اند می گویند، خیلی شلوغ بوده... و می گویند خاتمی گفته است باید دنبال کسی باشیم که حساسیت کمتری نسبت به او باشد. البته نمی دانم آقایان تا چه اندازه به بحث آمایش سرزمین معتقدند!! تازه قرار است یک اردوی علمی، عملیاتی هم با دوستان سوئیسی که از طرف دانشگاه برای کار تحقیقاتی و آشنایی با فرهنگ غنی ایران به سرزمین ما دعوت شده اند برویم! و فکر کنم بد نباشد برایشان راجع به شاهنامه و اساطیر کهن ایران هم حرف بزنیم. من به تاثیرگزاری فرهنگی امیدوارم.
١

