یادداشت ها (روزانه)
یعنی "بدون عنوان" نمی شود؟ نویسنده: no one - دوشنبه ٢ فروردین ۱۳۸٩

آدم هایی هستند که "متوجه" اند. آدم هایی هم هستند که اصلن "متوجه" نیستند!

الان خیلی وقت می گذرد از آن روزها. روزهایی که این مسئله "متوجه" بودن درست توی چشم های من می درخشید. مرا شگفت زده می کرد. که مگر می شود کسی اینقدر "متوجه" باشد که کلن "متوجه" نباشد؟!

شاید چهار یا پنج سال، درست یادم نیست. هیچ تاریخ دقیقی از هیچ اتفاقی یادم نیست. محو بودگیِ زمان، مبهم بودن هر اتفاق توی ذهنم، از آنهاست که دست بردار نیست. از آنهاست که تغییر دادنش بیهوده است. تاریخ ها را آدم هایی هستند که به خاطر بسپرند. من همین که حدودش را بدانم کافی است. کافی است که بدانم حدودن چند وقتِ پیش یادِ این قضیه افتادم و ناگهان چیزی کشف کردم.

به بعضی چیزها هیچ سنسی ندارم. اما به مسئله "متوجه" بودن چرا. این یکی البته واژه من نیست. ولی واژه من شد وقتی آن موقع ها "متوجهش" شدم! و "متوجه" شدم که این از آن چیزهاست که دیده هم نمی شود. اصلن دیده نمی شود. یک چیزی هست که باید با همه وجود چشید.

داشتم فکر می کردم "بی شکلی" چه "شکلی" است؟ بی ساختاری چه جور ساختاری است؟ و کلن آدم می تواند فاقد همه چیز باشد؟ آدم می تواند یک ظرف خالی باشد؟ می تواند هیچی نباشد؟ می تواند یک سایه باشد، که گاهی بعضی ها حسش می کنند؟ سایه ای که ردی از خودش نمی گذارد؟ بی رنگ، بی بو، بی شکل، بی عنوان، بی اثر!

انگار کم کم حس می کنم که "متوجه" چیزهایی شده ام، از چهار پنچ سال پیش که آن آدمِ "متوجه" که از آن ورِ بوم افتاده بود و حالا اصلن نمی دانم که خوب است یا نه، که شاد است یا نه، که توی خوابِ زمستانی است یا با بهار بیدار شده، که چشم هایش هنوز رنگ درخشان "متوجه" بودن دارد یا نه، بهم نشان داد که این واژه چقدر به تنهایی، فلسفه زندگی می تواند باشد. چقدر از آن روزها تا حالا به خاطر معنای همین یک واژه فکر کرده ام. چقدر از خواب که بیدار شده ام، توی تخت مانده ام و سفت به رویاهای چند دقیقه قبلش چسبیده ام که چیزی را "متوجه" بشوم...

آدم هایی هستند که نوشته را "خوب" تمام می کنند، آدم هایی هم هستند که از یک جایی به بعد خسته می شوند. انگار بخواهند بقیه اش را رها کنند. که کلمه ای اضافه نکنند!

  نظرات ()
مطالب اخیر عبور از دوره ای سخت آخرین روز 90 آنجا که ابدیت به لحظه های وامانده از نیستی گره می خورد مورچه ای به نامه ظریف خانوم! این چیزا رو نمیشه دُرُس توضیح داد تصویرسازی برای روح آسمان من Wall-E سوم شخص مفرد با بچه اضافی چشم انداز مدیریت شهری