یادداشت ها (روزانه)
زندگی من و تو نویسنده: no one - سه‌شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٥

پوچ پوچ! زندگی من و تو... سراسر زندگی و عشق و رویاهایمان! آری... پوچ پوچ! جمله ای که این روزها دائم در ذهنم تکرار می شود این است: برو به زندگی سوسکیت ادامه بده! همین طور که در ذهنم تکرار می شود به آدم ها هم می گویم! مثل اینکه حرف خیلی آزار دهنده ای زده باشم با عصبانیت پنهانی عجیبی به من می فهمانند که: زندگی من اصلآ هم سوسکی نیست! راستی چرا اینقدر بدشان می آید؟! خوب حتمآ بد است و من نمی فهمم... ولی برایم جالب است که یک جمله ساده خشم کسی را اینطور بر انگیزد. انگار همه مقدسات انسان ها را زیر سوال می بری!

 آدم ها سه جورند: آنهایی که به دیگران عشق و امید و شور زندگی می دهند... آنهایی که بی تفاوتند و سر در لاک خویش زندگی را می گذرانند... و دسته سوم آنهایی هستند که نه تنها خود از زندگی رنج می برند بلکه دیگران را نیز نا امید می کنند. و اشتیاق زندگی را در دیگران می کشند!

به هر حال زندگی آنقدر خوب و قشنگ هست که به بدیها و زشتی هایش بیرزد. اصلآ فکر می کنم نفس زندگی خودش جالب و فوق العاده است! زندگی نه به معنای زنده بودن و تلاش برای بقا، بلکه به آن معنای خاص خودش. یعنی تحرک و پویایی برای بهتر کردن اوضاع. برای ساختن آینده. برای عشق ورزیدن. برای دوست داشتن. برای یاد گرفتن. و برای همه چیزهای خوب دیگر...

آخرش زندگی همین است. اینجایش جبر است. ولی جبر شیرینی است. جبر اختیاریست...

 

  نظرات ()
مطالب اخیر عبور از دوره ای سخت آخرین روز 90 آنجا که ابدیت به لحظه های وامانده از نیستی گره می خورد مورچه ای به نامه ظریف خانوم! این چیزا رو نمیشه دُرُس توضیح داد تصویرسازی برای روح آسمان من Wall-E سوم شخص مفرد با بچه اضافی چشم انداز مدیریت شهری