یادداشت ها (روزانه)
دو - پیشنهاد! نویسنده: no one - جمعه ۸ امرداد ۱۳۸٩

چند روز است به این موضوع فکر می کنم که آدم اگر توی خیابان با کسی آشنا شود چقدر احتمال دارد که این آشنایی به یک دوستیِ لانگ ترم، تبدیل شود. خیلی دوست دارم بدانم چند درصد آدم هایی که توی فضاهای اجتماعی نرمال جامعه من بزرگ شده اند، می توانند بدون احساس چیپ بودن، بروند و به یک غریبه پیشنهاد بدهند که با هم قهوه بخورند و در واقع آشنا بشوند. یعنی این برای چه دسته ای از آدم ها قابل قبول است و برای چه دسته ای تابو؟

جدای از این حرف ها امروز با مجید رفتیم کوهسار. مدت ها از آخرین باری که آنجا بودم می گذشت. هوا بد نبود، ولی ویوی خوبی نداشت. یعنی درخت ها خیلی پراکنده بود و بیشتر شبیه یک جای برهوت بود. آخرین بار دو سه روز مانده به عید بود که به نظرم خیلی جذاب تر می آمد. بعد هم رفتیم کن و ناهار خوردیم. آنجا بهتر بود، چون صدای آب از کنار تختی که نشسته بودیم می آمد. و بالاخره همانجا پوکر یاد گرفتم!

  نظرات ()
مطالب اخیر عبور از دوره ای سخت آخرین روز 90 آنجا که ابدیت به لحظه های وامانده از نیستی گره می خورد مورچه ای به نامه ظریف خانوم! این چیزا رو نمیشه دُرُس توضیح داد تصویرسازی برای روح آسمان من Wall-E سوم شخص مفرد با بچه اضافی چشم انداز مدیریت شهری