خوب...
داره یه اتفاقی میفته! موبایلم زنگ میزنه... هم زنگ هم ویبره! باید بیدار شم. درسته. خودشه. صبح شد. داره شروع میشه...
اوه... ببین. خوب نگاه کن. بازی زندگی شروع شد! همین الان... تو دیگه خواب نیستی.خیلی هیجان زده ام!
باید سریع باشی پسر. سریع و دقیق. باید خوب ببینی، و خوب بشنوی. چشمهات رو درست باز کن. حواست رو جمع کن. خیلی چیزا اتفاق میفته. امروز با همیشه فرق داره!
خوبه! حالا وقتشه. stand up boy!
دوباره شروع می کنی. از اول. همه چیز. تو همین امروز به دنیا اومدی. هیچ چی نمی دونی. باید همه چی رو دوباره کشف کنی. اول از همه خودت!
حالا دنیا... خوبه. تو خیلی سریعی پسر. تو یک نابغه ای! می دونستی؟ حالا ادامه بده. برو و ادامه بده. تماشاچی ها رو می بینی؟
صدای موبایل هنوز تو گوشمه! هر 9 دقیقه یک بار زنگ میزنه! با یه دکمه قطع میشه و باز 9 دقیقه بعد! درست یک ساعت گذشت!
هی این بار دیگه باید بلند شی. میدونم که برنده میشی. می دونم. تو استعدادشو داری. تواناییش رو هم داری. تو فوق العاده ای پسر. اینو میدونستی؟!
همه چیز تغییر می کنه. دنیا، من و آدم ها. هیچ تغییری رو نمیشه پیش بینی کرد. من عصیان می کنم، پس هستم!
دوباره... این بار یک انفجار بزرگ، بزرگترین تحول تاریخ! دریاها رو ببین که چطور همه شهرها رو خراب کردن و کشتی هایی که غرق شدن! چوب های شناور...
دو ساعت... از تختت بیا پایین یاسین!


