یادداشت ها (روزانه)
آنجا که ابدیت به لحظه های وامانده از نیستی گره می خورد نویسنده: no one - سه‌شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩٠

دو کلیدِ متصل به حلقه ای، دو نمکدانِ گردِ شیشه ای، همسان شکل، نقاشیِ پرینت شده گل های قرمز بر زمینه زرد، محصور و خودنما در قابِ کوچکِ چوبیِ به اندازه کف دست، کاغذ رویِ جلد سی دی، شیشه خالی ماتِ اُدکلن با درِ نقره ای، ساقه خشکیده و پوسیده یک قلمه نافرجامِ شمعدانی بر سطح گلدانی سیاه پوش، دفترچه ای حاویِ هرچیزی که ممکن است روزی به کار آید، از تاریخ فلسفه تا فلسفه تاریخ، سوغات سفالیِ آبی رنگی از اصفهان، و زنجیری گذشته از فَروهر نشانی، نیمی از یک لیوان، به حکم جاقلمی، مسواک و بُرسی در خود نشانده، یک چند خودکار و روان نویس که گاه به کاری نوشتنی، یک کتاب آغشته به کلماتی تراویده از ذهنِ سلینجر نام، سفیدپوش، با طرحی از یک ساعت، بی عقربه، آویزان از سنجاق قفلی، به این نام: هفته ای یه بار آدمو نمی کُشه! کیفِ پول چرمیِ سیاه، گره خورده به دلشوره ای از کشتنِ یک حیوانِ بی آزار، دفترچه بیمه که آخرین شماره عینک را در آن، جامدادیِ پارچه ای به رنگ سُرمه، یادگار اولین سالِ دانش گا، گیره کروات، که از مُد افتاده، طلایی رنگ، توی جاچسبیِ دفترِ اجاره ایِ شرکتی منحل! هدفون پانا به روایت سونی با کاف تحقیر، یک ساعتِ کاسیوِ بند مشکی، دو گوشیِ موبایل، یکی بی کمترین امکانات، خاموش، دیگری بی استفاده، روشن، پوشه ای شفاف، بدن نما، صورت های جلسه (لابد نشستن گاه در زبان شیرینِ فارسی) امضا شده به دستِ خطِ ما، باطریِ از کار افتادهِ لپ تاپ، همشهریِ داستان، یا داستانِ همشهری، ناخن گیرِ کوچکِ بچه گانه، با کله گربه ای به خواب رفته و معصوم، لباس گل گلیِ صورتی قرمز به تن کرده، و چراغی که قبلن نور، به جهتِ مطالعه، از چند جا خمیده، قوزی، زرد، همه بر میزی ام دی اف! درست در لحظه تقابل مرگ و زندگی، آنجا که ابدیت...

  نظرات ()
مطالب اخیر عبور از دوره ای سخت آخرین روز 90 آنجا که ابدیت به لحظه های وامانده از نیستی گره می خورد مورچه ای به نامه ظریف خانوم! این چیزا رو نمیشه دُرُس توضیح داد تصویرسازی برای روح آسمان من Wall-E سوم شخص مفرد با بچه اضافی چشم انداز مدیریت شهری