یادداشت ها (روزانه)
صلح و عشق نویسنده: no one - دوشنبه ۳٠ دی ۱۳۸۱
غمگين است مسيح
از نگاهش پيداست
چشمانش را می بينم که به حال بشری می نگرد:
که فراموش شده است او برای آنها
اين نگهبان حقيقت
و پيام آور صلح ... به چه می انديشد؟
او که سرشار از عشق و احساس و محبت
و پر از امٌيد است
چه بگويد به اين بی خردان؟
مردمانش همه ترس جنگ دارند جای شور عشق
اين همه تاريکی که در اين دنيا هست
نوری از او می خواهد
ترس ما از اين است که نمی دانيم چه خواهد شد
ما هم انگار مسيحی خواهيم
که به درد دلمان گوش کند
و صدای محمد را تکرار کند
ما هم امروز فراموش کرديم ايمان را...
  نظرات ()
مطالب اخیر عبور از دوره ای سخت آخرین روز 90 آنجا که ابدیت به لحظه های وامانده از نیستی گره می خورد مورچه ای به نامه ظریف خانوم! این چیزا رو نمیشه دُرُس توضیح داد تصویرسازی برای روح آسمان من Wall-E سوم شخص مفرد با بچه اضافی چشم انداز مدیریت شهری